جدیدترین اخبار

اختتامیه سومین جشنواره استانی علامه حلی ره

اختتامیه سومین جشنواره استانی علامه حلی ره

به گزارش دبیرخانه استانی علامه حلی ره. مراسم...

برنا مه های هفته پژوهش برگزار شد.

برنا مه های هفته پژوهش برگزار شد.

به گزارش اداره اطلاع رسانی معاونت پژوهش حوزه...

هفته پژوهشی حوزه علمیه استان کرمان

هفته پژوهشی حوزه علمیه استان کرمان

به گزارش اداره اطلاع رسانی معاونت پژوهش حوزه...

انتشار مجموعه آثار جشنواره اول و دوم علامه حلی ره استان کرمان

انتشار مجموعه آثار جشنواره اول و دوم علامه حلی ره استان کرمان

به گزارش واحد انتشارات و بایگانی دبیرخانه...

  • اختتامیه سومین جشنواره استانی علامه حلی ره شنبه, 04 دی 1395 04:38
  • برنا مه های هفته پژوهش برگزار شد. شنبه, 27 آذر 1395 12:06
  • هفته پژوهشی حوزه علمیه استان کرمان دوشنبه, 15 آذر 1395 04:38
  • انتصاب حجت الاسلام و المسلمین میرمعزی به عنوان معاون پژوهش حوزه های علمیه سه شنبه, 13 مهر 1395 06:29
  • انتشار مجموعه آثار جشنواره اول و دوم علامه حلی ره استان کرمان یکشنبه, 24 مرداد 1395 06:02

حجت الاسلام والمسلمین حقیقی در اسفند ماه 1300 هجری شمسی در خانواده ای تهیدست اما متدین و در محله ای فقیر در شمال شرقی کرمان به دنیا آمد و تا هفده هجده سالگی در این محله زندگی کرد.

پدربزرگ ایشان رضا نام داشت و قاری قرآن بود، اما پدرش که حاجی نام داشت، سواد نداشت و در اواخر عمر نیز به شغل خوار و بار فروشی به مردم خدمت کرد.

از چهارده فرزند که مادر شیخ عباس حقیقی به دنیا آورد، تنها او با توسلات و نذرهای بسیار حیات یافت و برهمین اساس نیز او را ماشاءالله نام نهادند.

در روزگار کودکی مادر در روزهای عاشورا سر او را تیغ زده و به نیت ارادت به طفلان مسلم، وی را کفن پوش می کرد و به مراسم عزاداری می برد.

مادر همواره نیز قرآن را در گوش او زمزمه می کرد و به او قرایت کلام وحی یاد می داد.

بر همین اساس معتقد بود که مادرش بیش از مادرهای معمولی به گردن او حق دارد و همیشه از خداوند عاجزانه و مصرانه درخواست می کرد که او را مشمول رحمت و غفرانش قرار دهد.

مادر نه تنها معلم قرآن او، بلکه مشوق و پشتیبانش در همه ی مراحل تحصیل بود به طوریکه از مادرشان اینگونه یاد می کردند: ˈآنچه خوبان همه دارند او تنها داشت، روزها ملای من بود و شبها مادر

سرانجام مادر پس از بیماری ای سخت و طولانی در سال 1325 درگذشت و در قبرستان جوادیه کرمان به خاک سپرده شد.

او بعد از آشنایی با مرحوم آیت الله صالحی اسم کوچک خود را به عباس تغییر داد. (اسمی که در شناسنامه اش ثبت بود) و مفتخر بود که غلام عباس باشد ، زیرا خود را عطیه ی آن حضرت به مادرش می دانست و نام خانوادگی خود را نیز از خلقی لنگری به حقیقی تغییر داد.

پس از آموختن قرائت قرآن نزد مادر، چند ماهی برای خواندن دیوان حافظ نزد آقایان سید حسین و سید جعفر مهدوی به مدرسه خاندان بگ واقع در جنب مسجد جامع رفت.

حدود سال 1308 به دبستان مدرسه ملی نزدیک کاروانسرای وکیل در بازار بزرگ کرمان رفت و در سال 1314 دوره ی ابتدایی را تمام کرد.

پدر با درس خواندنش مخالف بود قصد داشت او را دنبال کسب و کار بفرستد تا بتواند از او به عنوان کمک خرج خانواده استفاده کند؛ اما مادر، عقیده ای مخالف داشت و او را به ادامه ی تحصیل تشویق می کرد. در سال 1315با وجود فقر شدید باز لطف الهی شامل حالش شد و به کمک مرحوم شیخ علی لبیبی که دبیر ریاضیات دبیرستان ایرانشهر بود به آن دبیرستان راه یافت و پس از تلاش فراوان، طی سه سال موفق شد دیپلم علمی بگیرد.

همزمان با تحصیل، برای امرار معاش در دبستانهایی که وابسته به همان دبیرستان ایرانشهر بود، حساب و هندسه تدریس می کرد.

همراه با تحصیل و تدریس، با تشویق و همراهی مرحوم شیخ علی لبیبی حضور آقای شیخ محمد باقر امامی رسیدند و چند درسی از کتاب شرح نظام را که در علم صرف است نزد ایشان خواندند.

سپس با مرحوم شیخ علی لبیبی برای خواندن کتاب قوانین الاصول مرحوم میرزای قمی نزدآیت الله صالحی رفتند.

ایشان با کمک حضرت آیت الله صالحی موفق شدند مدرسه ی معصومیه را که در زمان رضا شاه تخریب شده بود، بازسازی کرده و آن را مکانی مناسب برای طلاب علوم دینی قرار دهند.

وی، دو سه سال در مدرسه ی معصومیه ماند و مقدمات و تا اندازه ای سطح را تمام کرد و آنگاه برای ادامه ی تحصیل (حدود سال 1323 هـ . ش) به قم رفت. در آنجا از محضر استادانی چون حضرت آیت الله بروجردی، علامه طباطبایی و حضرت آیت الله خمینی و دیگر استادان مبرز آن حوزه استفاده کرد و از درسهای آنها بهره مند شد.

بعد از ازدواج در ماه رمضان سال 1326 برای تبلیغ امور دینی به ماهان و سپس به راور رفت و بعد از چند سال برای ادامه تحصیلات به قم مراجعت کرد. اقامتش در قم چندان دوام نیاورد، زیرا اهالی راور از حضرت آیت الله بروجردی درخواست کردند که او را به راور بازگرداند. دستور معظم له را اطاعت کرد و به راور بازگشت. بازگشتی که حدود شانزده سال طول کشید و هر بار که تصمیم می گرفت آن دیار را ترک کند با ممانعت اهالی روبرو می شد تا اینکه در حدود سال 1342 برای همیشه شهرستان راور را ترک کرد و تا آخر عمر در کرمان اقامت گزید.

چیزی از اقامتش در کرمان نگذشته بود که امامت جماعت مسجد قائم (ع) را به عهده گرفت و حدود چهارده سال امور مذهبی مسجد را اداره کرد. در همین زمان به تدریس معارف دینی و زبان عربی در بعض دبیرستانها پرداخت. جلسات تفسیر قرآن را حدود پانزده سال در منازل افراد بر پا کرد. در این مدت ضمن بهره مندی از درس خارج مرحوم آیت الله صالحی به تدریس علوم حوزوی در مدرسه ی معصومیه نیز اشتغال داشت.

بعد از بیماری حضرت آیت الله صالحی بنا به درخواست ایشان ، امامت جماعت مسجد جامع به عهده حجت الاسلام حقیقی واگذار شد و تا سال 1384 ادامه یافت.

حجت الاسلام حقیقی بدنبال ماهها بیماری و عمل جراحی قلب در روز شنبه 18 اسفند ماه 1386 مطابق با آخرین روز از ماه صفر 1429 هجری قمری در بیمارستان شفای کرمان دار فانی را وداع گفت و بنا به وصیتش در جوار مزار شهدای گمنام کرمان به خاک سپرده شد

در زمان حیات از اینکه او را با القابی چون حجت الاسلام و آیت الله بنامند، ناراحت می شد.

بارها می گفت روی سنگ قبرش چیزی بیش از خادم المساجد نوشته نشود لذا بنا بر وصیتش عبارت خادم المساجد ، غلام عباس حقیقی روی سنگ مزارش حک شد.

کتاب های پایین

       
Go to top